حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
118
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
سوءسيرت و طمعورزى بدست دو نفر از غلامانش در نيشابور بقتل رسيد : بعد از كشته شدن خجستانى اتباعش دور رافع بن هرثمه را گرفتند و اين رافع ابتدا در خدمت امير محمّد طاهرى ميزيست سپس پيش يعقوب رفت امّا چون ريشى دراز و منظرى بسيار كريه داشت يعقوب او را از پيش خود راند رافع ناچار در شمار اصحاب خجستانى درآمد و پيش او بود تا خجستانى كشته شد . تا سال 271 رافع در خراسان مدّعى عمرو ليث بود امّا در اين سال مغلوب عمر شد و متوارى ميزيست تا در سنهء 272 كه شنيد محمّد بن زيد از حاكم رى كه تركى بود از دستنشاندگان بنى عباس شكست يافته موقع را مغتنم شمرد و بتحريك اسپهبد رستم بن قارن كه از دست داعى فرارى بود بگرگان حمله برد . داعى پس از مدّتى كوشش چون تاب مقاومت نداشت بالاخره در سال 274 از جلوى ايشان گريخت و بكجور و ديلمان پناه برد و تا سال 277 در ديلمان بود . در اين تاريخ از مردم ديلم مدد گرفته عامل رافع را از طبرستان بيرون كرد ولى بعلّت كثرت دشمنان كه برافع ملحق شده بودند حريف او نشد تا وقتى كه رافع چند بار از لشكريان معتضد خليفه در رى و از سپاهيان عمرو ليث شكست خورد و علىرغم خليفه در سال 282 بمحمّد بن زيد توسّل جست و بنام او خطبه خواند . داعى به ظاهر بيعت او را پذيرفت ولى باطنا از قدرت او خشنود نبود و با او به همين حال معامله ميكرد تا آنكه بالاخره عمرو ليث در سال 283 رافع را شكستى سخت داد و رافع بخوارزم گريخت و در آنجا بدست عامل عمر كشته شد و داعى از جانب اين مدّعى پرزور فتنهجو خلاص يافت و بار ديگر از گيلان تا گرگان امر محمّد بن زيد را گردن نهادند . تا سال 287 يعنى سال غلبهء امير اسماعيل سامانى بر عمرو ليث و گرفتارى امير صفارى بدست اسماعيل داعى ديگر گرفتارى مهمّى نداشت . در اين تاريخ كه خراسان بتمامى ضميمهء حوزهء حكومتى سامانيان شد چون داعى ميدانست كه سامانيان عمّال مستقيم خلفاى عبّاسيند و دير يا زود بفكر برگرداندن گرگان و طبرستان بامر خليفه خواهند افتاد پيشدستى كرده بعزم جلوگيرى از خيالات امير اسماعيل سپاهيانى در گرگان گرد